محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2620

تاريخ الطبرى ( فارسي )

داد كه وى عامل على در آنجا بود . گفته‌ايم كه چرا على او را عامل مصر كرد و قيس بن سعد را از آنجا برداشت . اينك سبب كشته شدنش را و اينكه كجا كشته شد و كارش چگونه بود بگوييم . زهرى گويد : وقتى قيس بن سعد از آمدن محمد بن ابو بكر خبر يافت و بدانست كه به امارت مىآيد وى را بديد و با او خلوت كرد و آهسته گويى كرد و گفت : « از پيش كسى آمده اى كه راى صواب ندارد ، اينكه مرا عزل كرده‌ايد از اندرزگويى شما بازم نمىدارد كه در اين كارتان بصيرت دارم . راى من همانست كه با معاويه و عمرو و مردم خربتا حيله مىكردم ، تو نيز با آنها چنان كن كه اگر جز اين كنى كشته مىشوى . » گويد : آنگاه قيس حيله اى را كه با آنها مىكرده بود بگفت ، اما محمد بن ابى بكر ، چنان نكرد و خلاف گفته وى عمل كرد . وقتى محمد بيامد و قيس سوى مدينه رفت محمد مضريان را سوى خربتا فرستاد كه جنگ كردند و محمد بن ابى بكر هزيمت شد . معاويه و عمرو خبر يافتند و با مردم شام برفتند و مصر را بگشودند و محمد بن ابى بكر را بكشتند و شام همچنان زير تسلط معاويه بود تا كار وى استقرار گرفت . گويد : وقتى قيس بن سعد سوى مدينه آمد مروان و اسود بن ابى البخترى او را بيم دادند چندان كه ترسيد بگيرند و بكشندش و بر مركب خويش نشست و پيش على رفت پس از آن معاويه به مروان و اسود نامه نوشت و تعرض كرد كه چرا قيس بن سعد و راى و تدبير او را به كمك على فرستاديد ، به خدا اگر يكصد هزار مرد جنگاور به كمك او فرستاده بوديد ، چنين آزرده نمىشدم كه قيس بن سعد را فرستاديد . گويد : قيس پيش على آمد و چون قصه را براى وى بگفت و خبر كشته شدن محمد رسيد على بدانست كه قيس كارهاى بزرگ را به تدبير سامان مىداده و آنها كه به عزل قيس نظر داده‌اند نيك خواه نبوده‌اند .